الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
223
الغدير ( فارسي )
بپرسند پاسخى از سرنگرش خود بدهد و بگويد اگر درست باشد از خداوند است و گرنه از من و از اهريمن . آرى اين دستورهائى كه برداشتهاى ويژه ؛ پشتوانهء آن است نياز به آن دارد كه كسى در برابر خدا و برانگيختهء او به گستاخى پردازد و آن هم براى هيچ كس دست نمىدهد و ناگزير ويژهء گروهى خواهد بود - و نه براى همگان - كه پندارى اجتهاد ( تلاش براى پى بردن به دستورهاى خدا ) در نزد اين گروه برابر با همين شيوه بوده است نه اين كه فرمانهاى ياد شده را از راهنماهاى گسترده و جداگانهء آن - نامهء خدا و برنامهء پيامبر - به در آرند و از اين جا است كه مىپندارند كسانى همچون : عبد الرحمن پسر ملجم كشندهء سرور ما فرمانرواى گروندگان ( 1 ) و ابو الغاديه كشندهء يار بزرگوار پيامبر عمار پسر ياسر - درود خدا بر او ( 2 ) - و معاويه پسر ابو سفيان كشندهء هزاران از پاكان و بىگناهان ( 3 ) و عمرو پسر نابغه - عاصى پسر عاصى ( بزهكار پسر گنهكار ) - ( 4 ) و خالد پسر وليد كه بيداد گرانه مالك را كشت و با همسرش پليد كارى كرد ( 5 ) . و طلحه و زبير ( 6 ) شورش كنندگان بر پيشواى راستين - كه پيشوائى او هم با گزينش مردم و هم با دستور پيامبر استوار گرديده . و يزيد ( 7 ) باده گسار و تبهكار كه نامهء زندگىاش پر از برگهاى سياه و
--> ( 1 ) برگرديد به جلد دوم از برگردان پارسى همين كتاب ، ص 261 ( 2 ) برگرديد به جلد دوم از برگردان پارسى همين كتاب ، ص 269 ( 3 ) ن - « الفصل جدائى » از ابن حزم ج 4 ص 89 و « تاريخ ابن كثير » ج 7 ص 279 ( 4 ) ن - « تاريخ ابن كثير » ج 7 ص 283 ( 5 ) ن - « تاريخ ابن كثير » ج 6 ص 223 ، « روضة المناظر » از ابن شحنه كه در كنار « الكامل » چاپ شده - ص 167 از ج 7 - و ما نيز گستردهء اين رويداد را در آينده خواهيم آورد . ( 6 ) ن - « التمهيد » از باقلانى ص 232 ( 7 ) ن - « تاريخ ابن كثير » ج 8 ص 223